شیعه free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین

اخلاق حضرت مهدی (عج )
كتاب: سيره معصومان، ج 5، ص 265
نويسنده: سيد محسن امين
ترجمه: على حجتى كرمانى
درباره ويژگيهايى اخلاقى و رفتارى امام دوازدهم (ع)، آنچه از مجموع اخبار و رواياتى كه بعدا خواهيم آورد و نيز روايات ديگرى كه عموم مسلمانان آنها را نقل كردهاند، به دست مىآيد اين است كه وى از نظر خوى و سيرت به رسول خدا (ص) ماننده است. وى از اهل بيت پيامبر و همنام آن حضرت است. خداوند كار او را در شبى سامان مىدهد در حالى كه بر سرش ابرى است. در آن شب فرشتهاى بانگ مىزند كه اين مهدى خليفه خداست از او پيروى كنيد . پس مردم به او اعتراف مىكنند و دوستىاش را خريدار مىشوند. خداوند وى را به سه هزار تن از فرشتگان يارى مىدهد كه در رأس آنان جبرئيل و در آخر آنان ميكائيل جاى دارند. شمار يارانش به تعداد سپاهيان جنگ بدر است. اصحاب كهف نيز جزو ياران و انصار آن حضرتاند . او با شمشير خروج مىكند و شرق و غرب زمين را مالك مىشود. پس زمين را از عدل و داد پرخواهد كرد چنان كه پيش از وى با ظلم و ستم پر شده بود. اسلام را آشكار مىكند و ساكنان آسمان و زمين از وى خرسند خواهند شد. نيكبختترين مردم نسبت به او كوفياناند. زمين در روزگار او پرنعمت و پر محصول شود و گنجهاى نهانى خود را آشكار مىسازد. مال و ثروت را فراوان پخش مىكند و آن را حساب و كتاب نمىكند. عيسى بن مريم پشت سر او نماز مىگزارد و وى را بر كشتن دجال در باب لد، يارى مىدهد. در سالهاى فرد، يك، سه، پنج، هفت و نه خروج مىكند. و در طى شش يا هفت يا هشت يا نه سال به اندازه ده سال حكومت مىكند. تابوت سكينه را از غار انطاكيه و اسفار تورات را از كوهى در شام بيرون مىآورد. از دين آنچه را كه بر خود دين قرار داده آشكار مىكند چنان كه اگر رسول خدا (ص) خود مىبود بدان حكم مىداد. شيخ محى الدين بن عربى گويد: دشمنان مهدى (ع) فقهاى مقلدى هستند كه از ترس شمشير آن حضرت و به طمع آنچه نزد اوست، تحت فرمان وى در آمدهاند.
درباره لباس آن حضرت (ع) نيز در برخى از روايات آمده است كه آن حضرت هنگام خروج دو عباى قطوانى در بر دارد.

واقعيت بعثت از نگاه اهل بيت عليهم السلام
بعثت پيغمبر اسلام يا برانگيخته شدن آن حضرت به مقام عالى نبوت و خاتميت، حساسترين فراز تاريخ درخشان اسلام است. بعثت پيغمبر درست در سن چهل سالگى حضرت انجام گرفت. پيغمبر تا آن زمان تحت مراقبت روح القدس قرار داشت، ولى هنوز پيك وحى بر وى نازل نشده بود. البته قبلا علائمى ازعالم غيب دريافت مىداشت، ولى مامور نبود كه آن را به آگاهى خلق هم برساند.
در آن زمان ميان مردم قريش و ساكنان مكه رسم بود كه سالى يك ماه را به حالت گوشه گيرى و انزوا در نقطه خلوتى مىگذرانيدند.(1) درست روشن نيست كه انگيزه آنها از اين گوشه گيرى چه بوده است، اما مسلم است كه اين رسم در بين آنها جريان داشت و معمول بود.
.: شهادت حضرت امام موسی بن جعفر :.
موضع گيريهاى امام (ع) در برابر حكومت هارون، موجب شد كه هارون حضرت رازير نظر بگيرد و رابطه ايشان را با مردم قطع كند. از اينرو آن بزرگوار رادستگير و روانه زندان ساخت. اولين زندان حضرت در بصره بود كه مدت يك سال طولكشيد.
عيسى بن جعفر; نوه منصور دوانيقى در نامهاى كه براى هارون مىنويسد وضعيت امامرا در اين زندان بازگو مىكند و مىنويسد: «مدتى است كه موسى بن جعفر (ع) درزندان من است. در اين مدت او را آزمودم و جاسوسانى بر او گماشتم. چيزى جزعبادت و دعا از او ديده نشد. كسى را مامور كردم تا دعاهاى او را بشنود. شنيدهنشد كه بر تو يا من نفرين كند. براى خود نيز جز به آمرزش و رحمت، دعايى نمىكندبنابراين كسى را بفرست تا موسى بن جعفر را به او تحويل دهم و گرنه او را آزادمىكنم» پس از وصول نامه عيسى، هارون مامورى فرستاد تاامام را از بصره بهبغداد نزد فضل بن ربيع; يكى از وزراى هارون ببرد. امام مدت طولانى در زندان فضلبه سر برد تا اينكه هارون از فضل خواست تا امام را بكشد.
ولى فضل چنين نكرد. هارون براى فضل نامه نوشت و خواست امام كاظم(ع) را به فضلبن يحى برمكى بسپارد. او حضرت راتحويل گرفت و در يكى از اطاقهاى خانهاش تحتنظر قرار داد و ديدهبانانى بر او گماشت، آن بزرگوار شب و روز سرگرم عبادت بودو بيشتر روزها را روزه مىگرفت; هارون از فضل بن يحيى برمكى نيز خواستحضرت رابه قتل برساند. ولى او دستبه چنين اقدامى نزد. هارون امام را به سندى بن شاهكسپرد. حضرت مخوفترين و تاريكترين دوران حبس را در اين زندان سپرى كرد وسرانجام به دستور هارون روز بيست و پنجم رجب سال صد و هشتاد و سه هجرى درزندان «سندى بن شاهك» مسموم شد و پس از سه روز به شهادت رسيد. سندى بن شاهك(براى ظاهر سازى) چند نفر قاضى و اشخاصى عادل نما را احضار كرد تا بر مرگطبيعى امام گواهى دهند; اما به اذن الهى امام كاظم(ع) متوجه آنها شد و فرمود:
«اشهدوا على انى مقتول بالسم، منذ ثلاثه ايام. اشهدوا انى صحيح الظاهر لكنىمسموم، و ساحمر فى آخر هذا اليوم حمره شديده منكره... فمضى (ع) كما قال فىآخر اليوم الثالث ...» گواهى دهيد كه من مدت سه روز است كه مسموم شدهام،ظاهرا سالم هستم ولى مسموم شدهام و به زودى بر اثر اين مسموميت از دنيا مىروم،... و به اين ترتيب در آخر روز سوم هفتمين ستاره فروزان آسمان ولايت چشم ازجهان فرو بست.

شخصيت
علمي، فرهنگي علي عليه السلام
((سلوني
قبل أن تفقدوني))
صداي
درخواست علي (ع) كه با تضرع، از مردمش مي خواست تا ازعلم و معرفتش سرمست شوند، در
ميان همهمه حاضران گم شد! پنهان شد! و پس از آن با سؤال بي ربط و بي محتواي شخص
كوته فكري از دست رفت! تمام شد! فقط اثري از آن در كتب تاريخي بجاي ماند، تا در
سالهايي دور و در روزگاري ديگر، دانشمند سني مذهبي چون ((ابن ابي الحديد))
بگويد:
((اين ادعايي است كه در طول تاريخ فقط شخصيتي مثل علي (ع) كرده است و مي تواند بكند))
سر نی در نینوا میماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقتبعد از آن طوفان رنگ
پشت ابری از ریا میماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جامی ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمیترین فریاد در چنگ سکوت
از طرازنغمه وا میماند اگر زینب نبود
ذوالجناح داد خواهی بیسوار و بیلگام
در بیابانها رها میماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوی فتنه ها میماند اگر زینب نبود
قادر طهماسبی
شهادت بزرگ بانوی اسلام دخت فاطمه (علیها السلام) بر تمامی شیعیان علی و آلش (علیهم السلام) تسلیت باد
13 رجب سالروز ولادت مولود کعبه حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب
بر همه ی شیعیان و شیفتگان حضرتش مبارک باد
ولادت در کعبه
در روايات اهل سنت تا جايى كه نگارنده ديده،اين گونه است كه چون درد زايمان فاطمه بنت اسد را گرفت و شكايتحال خود را به ابو طالب كرد،ابو طالب دست او را گرفته و به مسجد الحرام آورد و به درون خانه كعبه برد و بدو گفت:
«اجلسى على اسم الله»
[به نام خدا در اينجا بنشين]
و سپس فاطمه بنت اسد پسر زيبايى به دنيا آورد و ابو طالب او را«على»ناميد و اين حديث را ابن مغازلى در مناقب و ابن صباغ در فصول المهمه و ديگران نقل كردهاند.
نظير اين ماجرا در برخى از روايات علماى شيعه نيز ذكر شده ولى عموما در روايات علماى شيعه رضوان الله عليهم اين گونه است كه خود فاطمه بنت اسد هنگامى كه دچار درد زايمان شد،به كنار خانه آمد و از خدا خواست تا امر ولادت مولودش را بر او آسان گرداند،به دنبال اين دعا بود كه ديوار خانه كعبه شكافته شد،فاطمه به درون آن رفت و على (ع) به دنيا آمد.
اصل حديث مطابق آنچه شيخ صدوق (ره) در كتابهاى امالى،علل الشرايع و معانى الاخبار و محدثين ديگر شيعه رضوان الله عليهم نقل كردهاند اين گونه است كه از يزيد بن قعنب روايتشده كه گويد:
من و عباس بن عبد المطلب و جمعى از قبيله«بنى عبد العزى»رو به روى خانه كعبه در مسجد الحرام نشسته بوديم كه ناگهان فاطمه بنت اسد كه درد زايمان او را ناراحت كرده بود،پديدار گشته و نزد خانه آمد و گفت:
«رب انى مؤمنة بك و بما جاء من عندك من رسل و كتب،و انى مصدقة بكلام جدى ابراهيم الخليل،و انه بنى البيت العتيق،فبحق الذى بنى هذا البيت،و بحق المولود الذى فى بطنى لما يسرت على ولادتي».
[پروردگارا من ايمان دارم به تو و به همه پيمبران و كتابهايى كه از سوى تو آمده،وگفتار جدم ابراهيم خليل را تصديق دارم و به او كه اين خانه كعبه را بنا كرد،پروردگارا به حق همان كسى كه اين خانه را بنا كرد و به حق اين نوزادى كه در شكم من است كه ولادت او را بر من آسان گردان.]
يزيد بن قعنب گويد:ناگهان ديدم قسمت پشتخانه كعبه شكافته شد و فاطمه به داخل خانه رفت و از ديدگاه ما پنهان گرديد و ديوار خانه نيز (مانند نخست) به هم پيوست،ما كه چنان ديديم،خواستيم قفل در را باز كنيم ولى در باز نشد و دانستيم كه (سرى در اين كار هست و اين ماجرا) از جانب خداى تعالى است.
اين مطلب بسرعت در شهر پيچيد و مردم در سر هر كوى و برزن از آن بحث و گفتگو مىكردند و زنان پرده نشين نيز از اين ماجراى شگفت انگيز با خبر شده و از آن سخن مىگفتند.
سه روز از اين ماجرا گذشت و چون روز چهارم شد،فاطمه از همان مكان بيرون آمد و على (ع) را در دست داشت و به مردم مىگفت:
خداى تعالى مرا بر زنان پيش از خود برترى بخشيد،زيرا آسيه دختر مزاحم خداى عز و جل را در مكانى پرستش كرد كه جز به صورت اضطرار و ناچارى نمىبايستى پرستش او را نمود و مريم دختر عمران نخله خشك را حركت داد تا از آن رطب تازه خورد و من در خانه خدا رفتم و از روزى و ميوه بهشتى خوردم و چون خواستم از خانه بيرون آيم هاتفى ندا كرد كه اى فاطمه نام اين مولود را«على»بگذار كه خداى على اعلى فرمايد:من نام او را از نام خود جدا كردم و به ادب خود ادب آموختم و من بر مشكلات علم خويش او را واقف ساختم و اوست كسى كه بتها را در خانه من مىشكند و اوست كسى كه بر پشتبام خانهام اذان گويد و مرا تقديس كند و واى به حال كسى كه او را دشمن داشته و نافرمانيش كند.

تنهايي
علي عليه السلام
علي (ع) تنهاست!
چه كسي
تنها نيست؟؟
كسي كه
با همه و در سطح همه است.
كسي كه
رنگ زمان به خود مي گيرد.
احساس
خلأ مربوط به روحي است كه آنچه در اين جامعه و زمان و در اين ابتذال روزمرگي وجود
دارد نمي تواند سيرش كند.
و لذا آنهمه ياران، آنهمه همرزمان، آنهمه نشست و برخاست با اصحاب پيامبر، هيچكدام براي علي (ع) تفاهمي بوجود نياورده است.

گفتارى از زندگى پر فيض امام مهدى (عج)
قيام جهانى
ظهور و قيام حضرت مهدى صلوات الله عليه يك جريان منطقهاى و قومى نيست، بلكه يك مسأله جهانى و همگانى است، النهايه، اين مسأله در جهان تشيع بيشتر شكل گرفته و ارادتمندان آن حضرت پيوسته در انتظار ظهور وى هستند و از وجود مبارك و دعاهاى نافذ و توجهات عاليش در زمان غيبت استفادهها مىكنند.

امام مهدى(ع) در كلام امام حسين(ع)
«اعظمالله اجورنا بمصابنا بالحسين(ع)و جعلنا و اياكم منالطالبين بثاره مع وليهالامامالمهدى من آل محمد:» (3)
خداوند پاداش ما را در عزاى مصيبتحسين(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله كسانى كه به همراه ولىاش امام مهدى از آل محمد: به خونخواهى او برمىخيزند قرار دهد.


سخنان معصومان (ع) درباره امام مهدى (عج)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:
« لو لم يبق من الدهر الا يوم لبعث الله تعالى رجلا من اهلبيتى يملوها عدلا كما ملئت جورا »
اگر از دنيا جز يك روز باقى نماند خداوند از خاندان من مردىرا برانگيزد كه آن را پر از عدل و داد كند همچنان كه پر ازجور و ستم شده باشد .
